آیا می توان این فرضيه را پذیرفت که آمریکا طراح انقلابات خاورميانه است و یا اینکه حداقل از نتایج آن منتفع می شود؟ بله به تازگی فرضيه ای به گوش می رسد که بر نقش آمریکا در طراحی انقلابات تأکيد دارد .ﻣﺘﺄﺳفانه ریشه این فرضيه نشأت گرفته از طرز تفکری است که بيشتر در ميان ایرانيان ریشه دارد.این دسته آمریکا را ابرقدرت شکست ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ بسيار هوشمند می دانند، در حالی که این طرز تفکر اصﻼ قابل قبول و علمی نيست .چنين ﻧگاهی نيز در زمان انتشار اسناد ویکی ليکس نيز وجود داشت و برخی بر این اعتقاد بودند که انتشار اسناد مذکور نيز کار خود آمریکایی هاست.
این فرضيه بر این مسئله تأکيد دارد که هر اتفاقی در دنيا کار خود آمریکایی هاست.اما امام )ره(این فرضيه را در زمان حيات خود رد کرد. امام خمينی بر این مسئله تأکيد کرده بود که آمریکا این توانمندیها را نداشته و ندارد.ﺟﻤﻠﻪ تاریخی امام نيز دقيقا بر اساس همين فرضيه بود که فرمودند: "آمریکا هيچ غلطی نمی تواند بکند "خيلی ها به عمق این جمله امام پی نبردند.منظور حضرت امام این بود که آمریکا توان انجام یک سری از اقدامات را دارد،اما اغراق درباره توانمندیهای آمریکا عقلانی نيست.امام تأکيد داشتند توانمندیهای آمریکا در حدی نيست که بتواند تمام مسائلی که در تمام دنيا اتفاق می افتد را مدیریت کند .این فرضيه نه قبلا صحت داشت و نه امروز که آمریکا در موقعيت ضعيف تری قرار دارد.
در کشورهای عربی اعم از تونس، مصر و ليبی و .. یک سری حرکتهای مردمی در حال بروز است که از نظر شدت و نحوه برخورد دولتها با مردم تفاوتهایی در انقلاب ها مشاهده می شود.اما در ليبی حرکت جاری واقعا مردﻣﯽ است .البته این واقعيت را نمی توان نادیده گرفت که آمریکا می خواهد برای مقابله با چالش های متعدد خود فرصت هایی را بدست آورد.در این مسئله شکی نيست.ولی این فرضيه که آمریکا می خواهد این جریان را رهبری کند صحيح نيست .حرکت ليبی نيز همانند حرکت سایر کشورها مردمی است.آمریکا در تلاش است که سوار بر این حرکت شود ولی در عمل این کاری مشکل است
واینکه
آمریکا ﮔﺰﯾﻨﻪ ای بعد از سقوط قذافی در ليبی ندارد و نگران وقوع انقلابی از نوع انقلاب اسلامی ایران در سال 57 در ان کشوراست .
اوضاع در ليبی همچنان بحرانی است و آمریکایی ها ﺑﻪ شدت نگران روی کار امدن یک دولت مردمی هستند .آنچه تفاوت اصلی ميان ليبی و مصر به حساب ﻣﯽ اید دست کم در ایام بعد از انقلاب همين موضوع است .در مصر ارتش و بسياری از مقامات باقی مانده این کﺸﻮ رهمچنان با آمریکا هماهنگ هستند اما در ليبی اینگونه نيست و احتمال دارد همه چيز واقعا بعد از سقوط قذافی به دست مردم بيفتد .همچنين ترس از وقوع انقلابی شبيه انقلاب اسلامی ایران در این کشور از جمله دﻻیلی است که در توجيه مواضع آمریکا در قبال تحوﻻت ليبی عنوان می شود .